تبليغاتX
آموزش زبان انگلیسی آمریکائی
این وبلاگ در زمینه پیشبرد مهارتهای زبان انگلیسی آمریکائی فعالیت می کند




عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

 

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان عزيز و گرامي اين هفته نيز به ترجمه قسمت دیگری از داستان علي بابا و چهل دزد كه توسط نويسنده ماهر ؛جاناتان اسكات؛ در سال 1890 به انگليسي ترجمه شد پرداخته ام. اين داستان بسيار جذاب و طولاني است و هنوز حدود 40 صفحه ديگر از آن باقي مانده است كه انشاء الله ترجمه ميكنم.

When Cassim came home, his wife said to him, "Cassim, I know you think yourself rich, but you are much mistaken; Ali Baba is infinitely richer than you; he does not count his money but measures it." Cassim desired her to explain the riddle, which she did, by telling him the stratagem she had used to make the discovery, and shewed him the piece of money, which was so old that they could not tell in what prince's reign it was coined.

وقتي كاظم به خانه آمد همسرش به او گفت: كاظم ميدانم كه خودت را ثروتمند ميداني ولي كاملا در اشتباهي. علي بابا بي اندازه از تو ثروتمند تر است او اصلا نميتواند پولهايش را بشمارد از اين رو با پيمانه مقدار آنها را حساب ميكند. كاظم از او خواست كه توضيح بيشتري در مورد اين معما بدهد و او هم توضيح داده گفت كه چه تدبيري انديشيد كه توانست راز آنها را كشف كند و سپس آن قطعه پول را به او نشان داد كه آنقدر قديمي و عتيقه بود كه نميتوانستند بفهمند كه در زمان حكومت كدام شاهزاده اي سكه زده شده بود.

لغات:

30- stratagem: a trick or plan to deceive an enemy or gain an advantage

نيرنگ؛ تمهيد؛ (مخصوصا در جنگها).

31- reign: the period when someone is king, queen, or emperor

دوره حكومت كسي؛ در زماني حكمفرمائي كسي

 

حتما ادامه مطالب را بخوانید و حتما پیامی بگذارید


ادامه مطلب




هم اكنون عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

    
.
+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1385ساعت   توسط سید مهدی توکل | 
 

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خوانندگان و دوستان گرامی، نوشته این قسمت را به ادامه لغات تافل اختصاص میدهم. البته سعی کردم که مثالهائی را که میزنم بسیار آسان باشد تا آنجا که خوانندگان از مثالها و ترجمه هائی که ارائه شده است بتوانند در محاورات روزمره مخصوصا برای ترم خطابه و سخنرانی در دانشگاهها نیز استفاده کنند.

 

101 : agitate (verb): to argue strongly in public for something you want, especially a political or social change

در ملاء عام در مورد چیزی مشاجره کردن؛ بحث علنی کردن

مثال:

Unions agitating for higher pay

اتحادیه ها برای حقوق بیشتر علنا بحث می کنند.

102 : auditorium (noun): a large building used for concerts or public meetings

تالار گفتگو؛ کنفرانس؛ تالار شنوندگان

مثال:

    • The band played in the school auditorium

دسته موسیقی در تالار مدرسه نمایش داده شد.

 

 

ادامه مطالب را بخوانید و حتما پیامی بگذارید


ادامه مطلب




هم اكنون عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

    
.
+ نوشته شده در  پنجم آذر 1385ساعت   توسط سید مهدی توکل | 
 

همانطور که قول داده بودم نوشته امروز اختصاص به بخش دوم ترجمه داستان علی بابا و چهل دزد دارد

دز دوستانی که از اين وبلاگ بازديد ميكنند تقاضا دارم حتما پيامي بگذارند و در صورت تمايل درليست اعضائي كه در پائين قسمت سمت چپ است ثبت نام كنند تا در اولين فرصت از آپديت وبلاگ با خبر شوند.

 He saw all sorts of provisions, rich bales of silk, stuff, brocade, and valuable carpeting, piled upon one another; gold and silver ingots in great heaps, and money in bags. The sight of all these riches made him suppose that this cave must have been occupied for ages by robbers, who had succeeded one another.

علي بابا همه نوع از تداركات را در آنجا ديد؛ لنگه هاي گرانقيمتي از ابريشم؛ پاچه و زربافت و فرشهاي گرانبها كه روي هم كپه شده بودند. شمشهاي طلا و نقره در كپه هاي زياد و پولهائي در كيسه ها. منظره همه اين ثروتها اين احتمال را نزد او تقويت كرد كه اين غار بايد براي ساليان سال توسط راهزناني كه نسل به نسل آمده اند اشغال شده باشد.

لغات:

17: provision: when you provide something that someone needs now or in the future

تداركات؛ تامينها

18- bale: a large quantity of something such as paper or hay that is tightly tied together especially into a block.

لنگه ؛ عدل؛ تاچه

19- brocade: thick heavy decorative cloth which has a pattern of gold and silver threads.

زربافت؛ زري

20- ingot: a piece of pure metal, especially gold, usually shaped like a brick.

شمش

21- succeed: to be the next person to take a position or job after someone else.

بدنبال آمدن؛ در پي آمدن

حتما ادامه مطالب را بخوانید و حتما پیامی بگذارید

    


ادامه مطلب




هم اكنون عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

    
.
+ نوشته شده در  پنجم آذر 1385ساعت   توسط سید مهدی توکل | 
 

با عرض سلام خدمت تمامي خوانندگان عزيز و عرض پوزش از تاخير در آپديت كردن وبلاگ، اين روزها واقعا سرم شلوغ است و براي آپديت كردن و نوشتن مطالب خيلي وقت كم مي آورم.

نوشته امروز را اختصاص ميدهم به ترجمه داستاني مشهور از داستانهاي هزار و يك شب كه توسط نويسنده ماهر ؛جاناتان اسكات؛ در سال 1890 به انگليسي ترجمه شد و اصل اين داستان عربي است متني را كه انتخاب كرده ام در مورد علي بابا و چهل دزد است.

كل كتاب كه حاوي متن داستانهاي هزار و يك شب است بيش از پنج هزار صفحه است كه داستانهاي بسيار بسيار جذابي دارد اگر به اين گونه داستانها علاقه داريد بگوئيد تا ترجمه اشان كنم.

 

THE STORY OF ALI BABA AND THE FORTY ROBBERS DESTROYED BY A SLAVE.

علي بابا و چهل دزد كه توسط غلامي از بين رفتند.

In a town in Persia, there lived two brothers, one named Cassim, the other Ali Baba. Their father left them scarcely any thing; and he had divided his little property equally between them, but chance determined otherwise.

در يكي از شهرهاي ايران دو برادر زندگي ميكردند‏‏‏‏ اسم يكي كاظم و نام ديگري علي بابا بود. پدرشان براي آنها چيزهاي اندكي را باقي گذاشته بود و دارائي اندك خودش را به نحو كاملا مساوي بين آندو تقسيم كرده بود ولي بخت به گونه ديگري با آنها رفتار كرد.

Cassim married a wife who soon after became heiress to a large sum, and a warehouse full of rich goods; so that he all at once became one of the richest and most considerable merchants, and lived at his ease.

كاظم با زني ازدواج كرد كه به زودي مبلغ بسياري و انباري پر از اجناس گرانقيمت را به ارث برد. بنابراين او با يك چشم به هم زدن تبديل به يكي از ثروتمندترين و قابل ملاحظه ترين تاجران شد و در راحتي زندگي ميكرد.

لغات:

1-     heiress: a woman who will receive or has received a lot of money or property when an older member of her family dies.

زن وارث؛ زن كه ارث برده است.

2-     warehouse: a large building for storing large quantities of goods.

انبار مخزن

ادامه مطالب را بخوانید و حتما پیامی بگذارید


ادامه مطلب




هم اكنون عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

    
.
+ نوشته شده در  یکم آذر 1385ساعت   توسط سید مهدی توکل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر مطلبی که در این وبلاگ می بینید یا از کتابهای معتبر گرفته شده یا از چند نفر آمریکائی زبان که باهاشون دوست بودم پرسیده شده است خیالتان جمع باشد که ترجمه ها معادلها و همه مطالب کاملا رایج و درست و کاربردی هستند.
برای دیدن فهرست وبلاگ به لینک "فهرست نوشته های وبلاگ آموزش زبان آمریکائی" که در لیس پیوندهای روزانه آمده است مراجعه کنید.
در خبر عنواني که در بالاي صفحه است عضو شوید تا از آخرین اخبار وبلاگ از طریق ایمیل باخبر شوید.

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
مکالمات روزمره
ترجمه مطبوعاتی
ترجمه فیلم
ترجمه متون دینی
ترجمه متون دشوار
شکلهای مختلف کلمه
آموزش لغات تافل
ترجمه داستان کلاسیک
ترجمه داستان هزار و یک شب
پیوندها
نکاتی جالب در مورد زبان انگلیسی
انگلیسی یعنی این !!!
رقص پروانه ها (ترجمه متنهاي شاعرانه)
ترجمه مطبوعاتی
فوق لیسانس مترجمی زبان انگلیسی
سوالات زبان انگلیسی
مترجم نوپا
ادبیات انگلیسی
زبان انگلیسی اسوه علم
آموزش زبان رضا
زبان آموزان
تالار آموزش زبان انگليسي
آموزش انگلیسی سعید
مترجمي زبان دانشگاه زنجان
آموزش زبان انگليسي پروين
روشهای یادگیری زبان انگلیسی
دستيار آموزش انگليسي
اصول یادگیری تدریس و ترجمه زبان انگلیسی
اخبار پزشكي انگليسي
آموزش زبان براي ايرانيان
مترجمي زبان دانشگاه پيام نور
انجمن زبان ناحيه 2 مشهد
سايت تخصصي ترجمه
Open Learning Center
ENGLISH AND IMAGERY
ضرب المثل های انگلیسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان