![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ در زمینه پیشبرد مهارتهای زبان انگلیسی آمریکائی فعالیت می کند |
|
با عرض سلام خدمت خوانندگان گرامي آميدارم كه عذر مرا در تاخير آپديت وبلاگ بپذيريد چون امتحانات دانشگاه وقت خالي براي من نگذاشته بود ولي به لطف خدا امروز تمام شد به همين خاطر آنقدر نوشتم تا كمي از شرمندگي بيرون بيايم. . نوشته اين قسمت را اختصاص به محاورات روزمره ميدهم . تذكر اين نكته را ضروري ميدانم كه آنچه در اين وبلاگ نوشته شده است همه نوشته خود من است و از جائي كپي نگرفته ام بعضا ديده شده افرادي از اين وبلاگ نقل قول ميكنند بي آنكه اسمي از ما ببرند. دوم اينكه بعضي از اين جملات را به راحتي ميتوان به انگليسي گفت ولي اگر ما آنها را ذكر كرده ايم براي اين است كه به گونه جديدي معادلش را آورده ايم يعني متفاوت با آنچه همه ميگويند و اين موجب ميشود براي يك جمله معادلهاي مختلفي را در درسترس داشته باشيم از اين گونه ميتوان به اين جمله اشاره كرد. 2- خيلي ممنون كه يادم آوردي Thank you for bringing that to my attention. و آخر اينكه غالب معادلهائي را كه آورده ام در حقيقت از انگليسي به فارسي ترجمه كرده ام اينگونه نبوده كه اول متن فارسي را بنويسم بعد دنبال معادلش در زبان انگليسي بگردم و اين بدين خاطر است كه متن انگليسي آن از استحكام كافي برخوردار باشد و از فرهنگ هائي مانند لانگ من و موارد متعدد ديگري مانند نمايشنامه ها و غيره با دقت بسيار انتخاب شده اند. 1- اونجا خيلي خفه بود خوشحال شدم كه بيرون آمدم 1- It was stifling in there; I was glad to get out. حتما ادامه مطلب را بخوانید که۱۲۰ جمله است و لطفا با گذاشتن پیام ما را راهنمائی و دلگرم کنید. ادامه مطلب ![]() |
|
+ نوشته شده در
سی ام دی 1385ساعت توسط سید مهدی توکل |
|
|
با عرض سلام به همه خوانندگان عزیز در این قسمت نیز به ادامۀ داستان علی بابا و چهل دزد که توسط جاناتان اسکات در سال 1890 به انگلیسی ترجمه شد و از آنجا که رمان زیر به بریتیش است نه آمریکائی هر جا که لغتش مختص به بریتیش باشد تذکر داده ایم. دوستانی که مایلند از اپدیت وبلاگ با خبر شوند در صورتی که تا بحال ایمیل ما را دریافت نکرده اند در خبرنامه بالا عضو شوند. What could Cassim's widow do better than accept of this proposal? For though her first husband had left behind him a plentiful substance, his brother was now much richer, and by the discovery of this treasure might be still more so. Instead, therefore, of rejecting the offer, she regarded it as the sure means of comfort; and drying up her tears, which had begun to flow abundantly, and suppressing the outcries usual with women, who have lost their husbands, showed Ali Baba that she approved of his proposal. بیوۀ کاظم بجز قبول پیشنهاد علی بابا چه کار بهتری میتوانست انجام دهد؟ برای اینکه همسر اول او پس از مرگش کلی مال و منال از خود بجا گذاشت و حالا برادر همسرش کلی ثروتمند تر است و تازه با کشف این گنج همچنان ثروتمند تر میشود. از این رو همسر کاظم در عوض، بجای رد کردن آن پیشنهاد، به آن به دیدۀ وسیله ای مطمئن برای ایجاد راحتی نگاه کرد و اشکهایش را پاک کرد، همان اشکهائی که به مقدار زیادی از چشمانش سرازیر شده بود و شیونهائی که نزد زنانی که شوهرهایشان را از دست داده اند متداول است را فرو می نشاند. _ این حالت او _ به علی بابا نشان داد که او پیشنهاد علی بابا را قبول کرده است. لغات: Abundant: something that is abundant exists or is available in large quantities so that there is more than enough به مقدار زیاد، فراوان حتما ادامه مطلب را بخوانید که حدود ۸ صفحه است و لطفا با گذاشتن پیام ما را راهنمائی و دلگرم کنید. ادامه مطلب ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم دی 1385ساعت توسط سید مهدی توکل |
|
|
تذكر آنچه از متن انگليسي اينجا آورده شده است كلا متن اصلي بوده و توسط جاناتان اسكات در سال 1890 به انگليسي نوشته شده است از اين رو اشكال تايپي و يا گرامري نگيريد. They agreed therefore to cut Cassim's body into four quarters, to hang two on one side and two on the other, within the door of the cave, to terrify any person who should attempt the same thing, determining not to return to the cave till the stench of the body was completely exhaled. از اين رو دزدها بر اين مسئله موافقت كردند كه بدن كاظم را به چهار قطعه تقسيم كنند، دو قطعه را در طرفي و دو قطعه ديگر را در طرف ديگر در غار آويزان كنند. تا افرادي كه شايد در صدد انجام عملي مشابه عمل كاظم برآيند را بترسانند. آنها تصميم گرفتند كه به غار برنگردند تا بوي تعفن جسد او كاملا از غار بیرون رفته باشد. لغات: stench : a very strong bad smell بوي تعفن، بوي بسيار بد exhale: to produce a smell, light, heat, a sound etc توليد كردن، متصاعد ساختن، پخش كردن ادامه مطلب ![]() |
|
+ نوشته شده در
یکم دی 1385ساعت توسط سید مهدی توکل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر مطلبی که در این وبلاگ می بینید یا از کتابهای معتبر گرفته شده یا از چند نفر آمریکائی زبان که باهاشون دوست بودم پرسیده شده است خیالتان جمع باشد که ترجمه ها معادلها و همه مطالب کاملا رایج و درست و کاربردی هستند.
برای دیدن فهرست وبلاگ به لینک "فهرست نوشته های وبلاگ آموزش زبان آمریکائی" که در لیس پیوندهای روزانه آمده است مراجعه کنید. در خبر عنواني که در بالاي صفحه است عضو شوید تا از آخرین اخبار وبلاگ از طریق ایمیل باخبر شوید. |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
مکالمات روزمره ترجمه مطبوعاتی ترجمه فیلم ترجمه متون دینی ترجمه متون دشوار شکلهای مختلف کلمه آموزش لغات تافل ترجمه داستان کلاسیک ترجمه داستان هزار و یک شب |
|
RSS
|