تبليغاتX
آموزش زبان انگلیسی آمریکائی - ترجمه دايلوگهاي دشوار فيلمها قسمت دوم
این وبلاگ در زمینه پیشبرد مهارتهای زبان انگلیسی آمریکائی فعالیت می کند




عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

 
 

نوشته امروز را هم اختصاص می دهم به ترجمه دایلوگهای دشواری که در فیلمهای آمریکائی وجود دارد.

 

1- he woke up on the wrong side of the bed today

1- او  امروز سر حال نیست.


 

2- I don’t want to be a burdon to you.

2- نمي خواهم باعث زحمت شما بشوم (سربار شما بشوم).


 

3- She has shouldered a heavy load because of her expensive family problems.

3- او بخاطر مشکلات سنگین خانوادگی زحمات زیادی را متحمل شده است. (بار زیادی را بر دوش کشیده است). 


4- I don’t have anything to do in return.

4-  من نمی توانم محبت شما را جبران کنم (در ازاء محبتتان کاری برایتان انجام دهم). 


5- Why do you make such a big deal out of this?

5- چرا مسئله را اینقدر بزرگش می کنی؟


6- We are dealing with a random killer.

 6- ما با قاتلی طرفیم که بدون نقشه ای مشخص دست به جنایت می زند. 


7- O. K You have got a deal.

7- باشه موافقم , قبول دارم. 


8- I have got the deal of life-time for you.

8- بهترین معامله (فرصت ) زندگیتو می خواهم بهت پیشنهاد کنم. 


9- I am flattered

9- این لطف شماست (شرمنده می فرمائید).

توضيح:

وقتی فردی از شما تعریف می کند و نکات مثبتی را به شما نسبت می دهد می توانید از این جمله استفاده کناید و از او تشکر کنید حال به دو مثال دیگر که جنبه منفی دارند توجه کنید:

He is not easily flattered.

او کسی نیست که به با تعریف و تمجید (چاپلوسی) باهاش کنار اومد

Don’t flatter me.

تعريف الكی (چاپلوسی) از من نکن.


10- they take it for granted.

آنها خیلی متوقع شدند (از کار انجام شده قدر دانی نمی کنند).

لغات:

take somebody/something for granted: to expect that someone or something will always be there when you need them and never think how important or useful they are : متوقع شدن عدم توجه و یا قدردانی از کسی یا چیزی  


11- That was unlike you.

11- آن ( مسئله مورد نظر) از شما بعيد بود (آن عملتان دور از انتظار بود) 


12- I know what you are going through.

۱۲- شما را درك مي كنم ( اصطلاحا: مي دانم چه مي كشيد.


13- He was found guilty of the charge.

13- او گناهكار شناخته شد.

توضيح:

كلمة “charge ” به معني جرم به كار رفته بدين مفهوم كه او نسبت به جرمي كه متهم شده بود گناهكار شناخته شد. 


14- We’ve talked a lot about it. Lest’s just drop it.

14- خيلي در اين رابطه حرف زديم بيا ديگه بس كنيم.


15- I was set up.

15- به من كلك زدند.

لغات:

set somebody up: informal to trick someone in order to achieve what you want, especially to make it appear that they have done something wrong or illegal كلك زدن گول زدن 


16- He isn’t guilty; He was framed.

16- اون گناهكار نيست براش پاپوش دوخته شده است. 


17- A: He made a complaint.

      B: Who gives a shit?

17- A: او شكايت كرده

      B: كي اهميت ميده؟

توضيح :

بجاي جمله غير رسمي و غير ادبي عبارت B ميتوان از عبارت مؤدبانه تر “Who cares  استفاده كرد. 


18- I am sure deep down your father loves you so much.

18- من يكجورائي مطمئنم كه پدرت تو را خيلي دوست دارد.

لغات:

deep down: if you know or feel something deep down, you secretly know or feel it even though you do not admit it  يك جورائي از قضيه با خبر بودن  


19- You don’t have guts to hear the truyh.

19-  شهامت شنيدن حقيقت را نداري ( جيگرش را نداري) 


20- Cut the crap.

20- دست از اين حرفهاي الكي بر دار.(اين شر و ور ها را تموم كن). 


21- You scared the shit out of me.

21- از ترس مردم. 


22- It must cost a fortune.

22- خيلي بايد گران قيمت باشد. (خيلي بايد ارزش داشته باشد). 


23- It’s no use trying to talk to him, his mind is made up.

23- صحبت كردن با او  ديگه فايده اي نداره اون تصميمش را گرفته. 


24- No, I didn’t like it one bit.

24- اصلا خوشم نيامد (يك ذره هم دوست نداشتم). 


25- I am working on it, I’ll get it done.

25- دارم روش كار مي كنم. دارم تمومش مي كنم. 


26- This is way over my head.

26- اين ديگه از عقل من خارج است (عقلم ديگه قد نميده). 


27- Are you nuts.

27- خل شدي. 


28- I should remind you that you are under oath.

28- بايد به شما يادآوري كنم كه شما قسم خورده ايد. 


29- You better hush.

تو بهتره ساكت باشي.

توضيح:

معمولا از طرف والدين به بچه ها با حالت اخطار گفته مي شود. 


30- There was an argument and one of them blew the other away.

30- يك جر و بحثي بود و يكي از اونها او يكي را كشت (با اسلحه گرم).


31- You want to put me down in front of my friend.
31- می خواهی من را در جلوس دوستانم خراب کنی (کنف کنی).
32- We are working on the basis of "First come, First served".
۳۲- ما در اینجا بر اساس نوبت کار میکنیم( هر کس زودتر بیاید زودتر به کارش رسیدگی می شود).
33- You are overreacting.
۳۳- شما بی جهت دارید عکس العمل شدید نشان می دهید. ( بی جهت خود را ناراحت می کنید).
34- You picked on the wrong guy.
۳۴- دست روی بد کسی گذاشتی. (دست روی آدم بدی گذاشتی).
35- I am fixing to go.
۳۵- دارم آماده میشم که برم.
36- Don't bite my head off.
۳۶- کلمو نکن (نکش ما رو منظوری نداشتم).
توضیح:
این عبارت معمولا به حالت مزاح بین دوستان مطرح می شود که با این لحن او را دعوت به آرامش می کنید.

37- Put 2 and 2 together, and you can figure it out.
37- حساب دو دو تا چهار تا است دیگه خودت می تونی ازش سر در بیاری.
38- Hear me out first.
38- اول گوش کن ببین چی میگم.
39- Let's be paragmatic; 5 million means nothing on a grand scheme.
۳۹- بیا واقع بین باشیم پنج میلیون در رابطه با چنین مسئله بزرگی ارزشی نداره.
40- There is no need to get personal.
۴۰- وجهی نداره به خودت بگیری. (ناراحت بشی).
41- Don't worry we'll work it out somehow.
۴۱- نگران نباش. یک جوری حلش می کنیم.
42- His name is Jack. He's a pain in the neck.
۴۲- اسمش جکه (واقعا) مایه درد سره
43- Sorry, I didn't quite catch that.
۴۳- ببخشید دقیقا متوجه نشدم چی گفتید.
44- I'm sorry but, I have some work to catch up on.
۴۴- ببخشید باید برم به کارم برسم( کار عقب افتاده دارم باید برم انجام بدم).
لغات:
catch up on some thing: to do what needs to be done because you have not been able to do it until now به کارهای عقب افتاده رسیدن
45- A: May I make a suggestion?
      B: by all means.
۴۵- A: میتونم یک پیشنهادی کنم؟
      B: خواهش می کنم (حتما بفرمائید).
46- I'll tell you as soon as I catch my breath.
۴۶- اجازه بده نفسی تازه کنم الان بهت میگم.( به محظ اینکه نفسم سر جایش بیاد بهت میگم).
47- (He, she, it) caught my eye.
اون چشمم را گرفت. (ازش خوشم اومد).
48- I know what you are up to.
۴۸- میدونم چه کار میخواهی بکنی.
49- If you need me, I'll be chained to my desk.
۴۹- اگر کاری با من داشتی من همین جا پشت میزم هستم. (چسبیدم به میزم).
50- Excuse the mess.
۵۰- ببخشید که اینجا بهم ریخته است.

نوشتن اینها خیلی وقت می گیرد لطفا با پیام گذاشتن من را همراهی کنید.




هم اكنون عضو شويد تا از طريق ايميل از آپديت وبلاگ با خبر شويد.

    
.
+ نوشته شده در  یازدهم شهریور 1385ساعت   توسط سید مهدی توکل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
هر مطلبی که در این وبلاگ می بینید یا از کتابهای معتبر گرفته شده یا از چند نفر آمریکائی زبان که باهاشون دوست بودم پرسیده شده است خیالتان جمع باشد که ترجمه ها معادلها و همه مطالب کاملا رایج و درست و کاربردی هستند.
برای دیدن فهرست وبلاگ به لینک "فهرست نوشته های وبلاگ آموزش زبان آمریکائی" که در لیس پیوندهای روزانه آمده است مراجعه کنید.
در خبر عنواني که در بالاي صفحه است عضو شوید تا از آخرین اخبار وبلاگ از طریق ایمیل باخبر شوید.

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
آرشیو موضوعی
مکالمات روزمره
ترجمه مطبوعاتی
ترجمه فیلم
ترجمه متون دینی
ترجمه متون دشوار
شکلهای مختلف کلمه
آموزش لغات تافل
ترجمه داستان کلاسیک
ترجمه داستان هزار و یک شب
پیوندها
نکاتی جالب در مورد زبان انگلیسی
انگلیسی یعنی این !!!
رقص پروانه ها (ترجمه متنهاي شاعرانه)
ترجمه مطبوعاتی
فوق لیسانس مترجمی زبان انگلیسی
سوالات زبان انگلیسی
مترجم نوپا
ادبیات انگلیسی
زبان انگلیسی اسوه علم
آموزش زبان رضا
زبان آموزان
تالار آموزش زبان انگليسي
آموزش انگلیسی سعید
مترجمي زبان دانشگاه زنجان
آموزش زبان انگليسي پروين
روشهای یادگیری زبان انگلیسی
دستيار آموزش انگليسي
اصول یادگیری تدریس و ترجمه زبان انگلیسی
اخبار پزشكي انگليسي
آموزش زبان براي ايرانيان
مترجمي زبان دانشگاه پيام نور
انجمن زبان ناحيه 2 مشهد
سايت تخصصي ترجمه
Open Learning Center
ENGLISH AND IMAGERY
ضرب المثل های انگلیسی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان