![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ در زمینه پیشبرد مهارتهای زبان انگلیسی آمریکائی فعالیت می کند |
|
نوشته امروز را اختصاص ميدهم به ترجمه يكي از رمانهاي بسيار مشهور و مهيج به نام دراكولا نويسنده اين رمان (آبراهام استوكر) كه در اثر تاريخي خود با بهره گيري از نبوغ ذاتي و به خصوص نيروي تخيل بسيار قوي و استثنائي خود ، چنان داستان جالب و مهيجي را به رشته تحرير در مي آورد كه نه تنها در نوع خود منحصر به فرد است بلكه به عنوان سر آغاز سبكي خاص براي بسياري از نويسندگاني ميشود كه به نوشتن رمانهاي ترسناك روي آورده اند به عقيده اكثر كارشناسان و منتقدان ادبي، هنوز داستان تخيلي ترسناكي نوشته نشده كه از لحاظ بداعت ، خلاقيت و قدرت تخيل بتواند با داستان دراكولاي اين نويسنده رقابت كند. قبل از خواندن اين نكته را يادآور ميشوم كه ترجمه مزبور مقابله اي بوده است و در آن بيشتر به فهم متن اصلي توجه شده است هرچند روان بودن ترجمه نيز مورد عنايت بوده است. CHAPTER 1: Jonathan Harker's Journal بخش اول: خاطرات آقاي جاناتان هاركر 3 May. Bistritz.__Left Munich at 8:35 P.M, on 1st May, arriving at Vienna early next morning; should have arrived at 6:46, but train was an hour late. سوم ماه مه، شهر (بيست ريتز) در ساعت 30/8 شب شب يكم ماه مه، مونيخ را ترك كردم و بامداد روز بعد به (وين) رسيدم . ميبايست ساعت 46/6 ميرسيدم ولي قطار يك ساعت تاخير داشت. Buda-Pesth seems a wonderful place, from the glimpse which I got of it from the train and the little I could walk through the streets. با نگاهي اجمالي كه از قطار به اطراف انداخته بودم و مقدار اندكي كه در خيابانها قدم زده بودم فهميدم كه (بودا پست) شهر بسيار جالبي بايد باشد. I feared to go very far from the station, as we had arrived late and would start as near the correct time as possible. از اينكه از ايستگاه قطار خيلي دور شوم ترسيدم چون ما خودمان دير رسيده بوديم و امكان داشت كه قطار در اولين زمان مناسب كه بتواند حركت كند. ـ و من جا بمانم ـ. احساي من اين بود كه ما اروپاي غربي را ترك كرده و به شرق وارد ميشويم. پلهاي باشكوهي كه به سبك ـ معماري ـ كاملا غربي بر روي رود (دانوب) بنا شده بود. كه با پهنا و عمق اصيل خود ما را به ميان رسومات سنتي تركها هدايت ميكرد. ما زمان بسيار خوشي را سپري كرديم و بعد از آنكه هوا تاريك شد به شهر (كلازن بورگ) وارد شديم. Here I stopped for the night at the Hotel Royale. I had for dinner, or rather supper, a chicken done up some way with red pepper, which was very good but thirsty. در اين شهر توقف كردم تا شب را در هتل (رويال) بمانم. براي شام يا بهتر بگويم غذاي سبك قبل از خواب ، جوجه اي كه يك جورائي با فلفل قرمز عمل آمده بود خوردم كه خيلي خوشمزه بود اما موجب تشنگي من شد. لغات: Supper: British English the very light meal, for example a drink and a piece of cake, that you have just before you go to bed. اين لغات آمريكائي نيست و در انگليسي به معني غذاي سبكي است كه قبل از خواب ميخورند. (Mem. get recipe for Mina.) يادم باشد دستور طبخ اين غذا را براي مينا بگيرم. I asked the waiter, and he said it was called "paprika hendl, " and that, as it was a national dish, I should be able to get it anywhere along the Carpathians. از پيشخدمت پرسيدم و او گفت كه نام اين غذا (پاپريكا هندل) است و اضافه كرد كه چون اين يك غذاي ملي و سنتي است من ميتوانم در امتداد ناحيه (كارپاتين) هرجا كه خواستم اين غذا را تهيه كنم. من متوجه شدم كه آلماني دست و پا شكسته اي را كه بلد بودم خيلي بدردم خورد و صد البته كه نميدانم بدون آن چگونه ميتوانستم كارم را جلو ببرم. با زماني كه در مدت اقامتم در لندن در اختيار داشتم يك سر به موزه بريتانيا رفته بودم و در كتابها و نقشه هائي كه مربوط به كشور (ترانسيلوانيا) جستجو كرده بودم . در ذهنم بود كه به ندرت پيش مي آيد كه داشتن مقداري آگاهي قبلي در مورد برخورد با نجيب زاده اي از آن كشور به درد نخورد. ـ از اهميتي برخوردار نباشد. لغات: Struck: remain in the mind. به خاطر داشتن ـ در ذهن بودن I find that the district he named is in the extreme east of the country, just on the borders of three states, Transylvania, Moldavia, and Bukovina, in the midst of the Carpathian mountains; one of the wildest and least known portions of Europe. متوجه ميشوم كه ناحيه مزبور شرقي ترين قسمت از آن كشور است و دقيقا در مرز سه ايالت واقع شده است : (ترانسيلوانيا، مولداويا و بوكووينا) كه در قلب كوه هاي (كارپات) ميباشد كه يكي از پهناورترين و ناشناخته ترين بخش از اروپا است. ![]() |
|
+ نوشته شده در
دهم آبان 1385ساعت توسط سید مهدی توکل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هر مطلبی که در این وبلاگ می بینید یا از کتابهای معتبر گرفته شده یا از چند نفر آمریکائی زبان که باهاشون دوست بودم پرسیده شده است خیالتان جمع باشد که ترجمه ها معادلها و همه مطالب کاملا رایج و درست و کاربردی هستند.
برای دیدن فهرست وبلاگ به لینک "فهرست نوشته های وبلاگ آموزش زبان آمریکائی" که در لیس پیوندهای روزانه آمده است مراجعه کنید. در خبر عنواني که در بالاي صفحه است عضو شوید تا از آخرین اخبار وبلاگ از طریق ایمیل باخبر شوید. |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
مکالمات روزمره ترجمه مطبوعاتی ترجمه فیلم ترجمه متون دینی ترجمه متون دشوار شکلهای مختلف کلمه آموزش لغات تافل ترجمه داستان کلاسیک ترجمه داستان هزار و یک شب |
|
RSS
|